« عاشقانه »
غنچه با هزار ناز
لب به خنده باز کرد
باز هم ،
از دهان این زمین پیر
آب راه می گرفت...
« لباس درخت »
ماه اسفند است وباز
او به دنیا آمده
در سرش او باز هم
فکر صد ها گل زده
خوب گلدوزی شده
صد شکوفه بر تنش
عطر گلهای بهار
می دهد پیراهنش
او برای سال نو
خوابهایی دیده است
او لباس عید را
زود تر پوشیده است
با آرزوی رسیدن به آرزوهای سبز تان
سال نو مبارک
کاری از سال 80
« نمره ی گل »
ابر ها می جنگند
چون خروس جنگی
باز باران ، باران
چتر های رنگی
می نویسد باران
مشقها را بر خاک
واژه هایش سبزند
مثل گلهای پاک
زود باش ای باران
سیر کن سمت کویر
دانه ها را گل کن
نمره ی بیست بگیر!

